کوکتل مولوتف
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
نوشته شده در تاریخ 19 اسفند 90

انتخابات,جمهوری اسلامی,مردم سالاری دینی,انتخاب اصلح

پیرمردی می گفت: من به فلانی رای می دم.

بهش گفتن: تا انتخابات 5 روزی مانده، چطور به این فرد رسیدی؟

گفت: آخه فلانی در جلسه انتخابیش عنوان کرد که من نه شام انتخاباتی می دم و نه در چنین جلساتی حضور پیدا می کنم، در این بگیر بگیر که اکثر نامزدها بخور بخور راه انداختن چنین حرفی به دلم نشست.

گفتن: پدرت خوب، مادرت خوب...مگه این ملاکه؟! شاید نامزدهای دیگه شایسته تر باشن

گفت: نه. من انتخابمو کردم....

***

یادش بخیر...

مَردک ریششو رنگ می کرد تا لیاقتشو برای خدمت به مردم اثبات کنه!

بعضی ها هم در دور بعد چشم آبی و لباس خلبانی شان را آوردن وسط میدون تا رای مردمو تصاحب کنن، ولی یک کوتوله*! تمام حساب کتاب ها را بهم ریخت و معیارها را عوض کرد...



ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان و خاطره، 
برچسب ها: انتخابات، جمهوری اسلامی، مردم سالاری دینی، انتخاب اصلح،
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو ماهانه
دوستان
ابر برچسب ها

خرید شارژ

ابزار وبمستر

عکس

تفریح و سرگرمی

دانلود

قالب وبلاگ

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic